الشيخ علي اكبر النهاوندي

154

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع )

آيات متشابه قرآنى به اين پى برده شود كه خداى تعالى شبيه اجسام و خالق افعال عباد است ؛ چنان‌كه مفادّ ظاهر آن‌هاست ، با اين‌كه خصم تجويز مىكند براى اين آيات ، وجوه صحيحى بوده باشد كه با حكمت ، عدل ، توحيد و نفى تشبيه موافق باشند . نيز اگر بگويند جايز نيست براى غيبت و طول مدّت آن سبب صحيحى باشد ، آن‌گاه مىگوييم : اين كلام تو از قبيل ادّعاى تعقّل و ادراك در امورى است كه نمىتوان به آن‌ها احاطه و به امثال آن قطع نمود . به كدام دليل مىگويى اين جايز نيست ، حال آن‌كه براى متشابهات آيات وجوه صحيحى تجويز مىكنى كه مطابق ادلّهء عقليّه باشند . پس بايستى در اين‌ها هم ، مثل مسألهء غيبت آن حضرت و طول مدّت آن ، وجوه صحيح تجويز نكنى و به ظاهر آن‌ها معتقد باشى و اين مستلزم توالى فاسد است ؛ مثل ملتزم شدن به اين‌كه خداى تعالى نستجير به شبيه اجسام و خالق افعال عباد است ، حال آن‌كه خودت به آن ملتزم نيستى ، نمىخواهى هم ، به آن ملتزم باشى و نمىتوانى ؛ كما لا يخفى على اولى النّهى ، لذا اين قسم از شبهات ايشان ، اوهن از نسج عنكبوت و ناشى از محبّت جبت و طاغوت است . [ شبهه سيزدهم : وجوب دفع ظلم بر وصىّ ] 14 صبيحة بدان شبههء سيزدهم مخالفين در ساحت قدس امام زمان و خليفة الرحمن اين است كه بنابر مذهب شما اماميّه ، حال ائمّه ، مانند حال انبيا و رسل است و چنان‌كه بر خدا لازم است ظلم و اذيّت را از انبيا دفع نمايد تا به تبليغ شريعت اقامه نمايند و به واسطهء آن ، آن‌چه دربارهء مكلّفين لطف است ، حاصل شود هم‌چنين لازم و واجب على اللّه است كه ظلم و اذيّت را از امام دفع نمايند تا او غايب نشود و به امر امامت قيام نمايد كه به سبب او آن‌چه دربارهء مكلّفين لطف است ، حاصل شود . پس چرا خداى تعالى ظلم و اذيّت را از او دفع ننموده كه از خوف ظلم ، اذيّت و قتل به غيبت محتاج شود .